در کنار این زیرزمینی و به مجاورت آن درست روروی در ورودی زیر زمینی بود که بالای آن ایوان و یک اتاق نسبتا بهتر و محل اسکان عمو عبدالله و خانواده بود . تصویری که من از این خانه دارم مدلی است از خانه های قدیمی بصورت دوری با مقیاس کوچکتر.در واقع این خانه از بسیاری از خانه های دور بر بهتر بود . کل مساحت قلعه تقریبا ۲۵ هکتار می شد . آنطوریکه پیر مردهای فامیل و اهالی محل می گویند قنات گزمیده از قدیمی ترین قناتهای منطقه بوده و در ابتدا ۷جوب آب زمینهای مجاور قلعه که بیش از ۳۰۰۰هکتار بوده را سیراب می کرده ونزدیک به نیمی از این زمینها زیر کشت گندم و جو و مابقی باغهای میوه را شامل می شده است . در آن دوران زندگی مردم از جهت رفع نیازهای طبیعی نسبتا خوب بوده و درست از اواخر قرن دوازدهم هجری شمسی با خشک شدن قنات مردم را به ورطه فقر و تنگدستی می کشاند و مردم بیچاره را برای پیدا نمودن قوت و نان به جنگل و کوه و صحرا و کارگری می کشاند . دوران سختی که قدری از آن را من چشیده ام . در لغت نامه دهخدا در مقابل نام جزمودق(۱) آمده است{ نام روستائی از استان فارس و آباده که حرفه اهالی آن جبعه سازی و قاشق تراشی است. } به نظر میرسد این حرفه قبل از دوران صفویه در این روستا رواج داشته و شهرت امروزه منبت آباده از این طریق است  که در مطالب بعدی بیشتر در باره آن سخن خواهم گفت .... ادامه دارد

۱) اهالی محل از سالهای قبل در محاورات نام گزمیده را ذکر میکنند. آنطور که قبلا هم آورده ام  بعد از اسلام و معرب شدن بعضی از کلمات و اسامی حرف ج به جای گ  و حرف ق به جای ه قرار می گیرد