نوروزوریشه های آن

نوروز:

نوروز از ریشه پهلوی (نوگ روز ) و در عربی (نیروز) اخذ شده است . نظریه پردازو منجم بزرگ دانشمند   و ریاضیدان بلند پایه حکیم عمر خیام در مورد علت نام گذاری نوروز گفته است : (سبب نام نهادن نوروز  باز آمدن خورشید به برج حمل در هر 365 روز است . چون نخست جمشید آن را دریافت آن را جشن گرفت  و مردم نیز چنین کردند و چون پادشاهان آن را دریافتند از برای بزرگداشت آفتاب آن را نشانه کرده و    جشن ساختند و عالمیان را خبر کردند تا آنان نیز چنین کنند . بر پادشاهان واجب است که بهر مبارکی و    تاریخ خرمی آن را به جای آورند . هرکس روز نوروز جشن کند و به خرمی بپیونددتا نوروز دیگر عمر در      شادی گذراند

بیرونی وجه تسمیه نوروز را (پیشانی سا ل نو بودن اول فروردین )ذکر کرده و حتی علت نام گذاری نوروز را مرتبط با آشکار شدن تهمورت به شکل صائبه و تجدید دین از سوی جمشید –به عنوان یک کار عظیم میداند.

ادامه نوشته

داستان دو کره ؛ از پسر شمالی تا دختر جنوبی

با فروپاشی شوروی، اقتصاد کره شمالی هم فروپاشید و در دهه 1990، در اثر قحطی، 1 تا 2 میلیون نفر از مردم کره شمالی از گرسنگی و کمبود امکانات بهداشتی مردند.
 سال ها پیش تلویزیون جمهوری اسلامی، فیلمی سینمایی پخش کرد که داستانش، داستان درگیری دو شهرِ از بیخ و بن متفاوت بود: شهر سبز و شهر سرد. شهر سبز، شهر آزادی و رفاه بود، شهر سرد شهر آرمان های منجمدشده.

در شهر سرد، همه چیز بر محور ایدئولوژی تام گرای انعطاف ناپذیری می گذشت که در همه جای زندگی شهروندان سرک می کشید و می خواست جلوت و خلوت زندگی شهروندان را با ارزش های خاصی همسو کند.

حاکمان شهر سرد نیز همّ و غم خود را صرف سخت گیری با مردم و تلاش برای ساختن جنگ افزاری ویرانگر کرده بودند؛ جنگ افزاری که قرار بود خرج نابودی شهر سبز شود؛ شهری که گریزگاه مردم ناراضی شهر سرد بود. البته آن سلاح مخوف سرانجام در مقر حاکمان شهر سد منفجر شد و با مرگ آنها، مردم ایدئولوژی زده شهر سبز، سرانجام طعم آزادی و رهایی از زندان انگاره های یخ زده انسان ستیز را چشیدند.

***
به قدرت رسیدن "پارک گیون هیه" در کره جنوبی، رویداد سیاسی جالبی است که نمی توان بی اعتنا از کنار آن گذشت. پارک گیون هیه، نخستین رئیس جمهور زن کره جنوبی است. او در حالی از سوی مردم کره جنوبی به عنوان رئیس جمهور این کشور برگزیده شده است که در کره شمالی، به تصمیم حزب کمونیست این کشور، دیگر کسی ردای ریاست جمهوری بر تن نخواهد کرد.

در سال 1994 که کیم ایل سونگ درگذشت، مقامات سیاسی کره شمالی، او را به عنوان "رئیس جمهور ابدی کره شمالی" معرفی کردند و مقام ریاست جمهوری، که در همه کشورهای آزاد و نیمه آزاد جهان، مهمترین نماد اراده سیاسی ملت است، برای همیشه از تاریخ کره شمالی حذف شد.

اگر چه بین انتخاب یک زن به عنوان رئیس جمهور کره جنوبی و حذف پست ریاست  جمهوری در کره شمالی فاصله شگرفی از دموکراسی تا دیکتاتوری به چشم می خورد، ولی نکته اصلی در انتخاب پارک گیون هیه به عنوان رئیس جمهور کره جنوبی، این است که وی فرزند سرلشکر "پارک چون هی" دیکتاتور پیشین کره جنوبی است.


پارک گیون هیه نخستین رئیس جمهور زن در کره جنوبی


عصر ایران؛ مصطفی اعتزالی -
ادامه نوشته

معضلات مداحی؛ از توهم پردازی تا بکاربردن کلمات سخیف

مهر: وظیفه­ مداحان ارزشمند این است که سره را از ناسره معرفی کنند و اجازه گستاخی و مسموم کردن فضای معنوی مجالس را به جهال ندهند. آیا نسل شیفته اهل­بیت(ع) باید با این ترانه­های طاغوتی با مکتب آل­الله(ع)، خو بگیرند؟!

در ارتباط با مداحی و روضه­ خوانی که هویت شیعه، به همین عزاداری­ها و اشک­­ها و مصیبت­خوانی­ها گره می‌خورد، علاوه بر مطالب گفته شده در خصوص معضلات تبلیغ (در  بندهای 1 تا 18)، چند وجه دیگر نیز قابل طرح است:

1-  طالب ازدحام جمعیت ­بودن

شهید مطهری (ره) می­فرماید: «غالب بانیان و روضه­خوان­ها دنبال دو چیز هستند: اول؛ کثرت جمعیت، دوم: شور و واویلا به پا کردن. مگر می­خواهیم سان ببینیم؟ مگر می­خواهیم رژه برویم.»

گاهی با تفاخر بیان می­شود که فلان مجلس دو هزار نفر را اطعام کرد: «کَمْ مِنْ فِئةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئةٍ کَثیَرةٍ (بسا گروه اندکی بر جمع بسیاری غالب می­شوند. سوره بقره، آیه­ 246)»، جمعیت در تقبل اعمال و تقرب به خدا چه اندازه ملاک است؟ اصلاً هدف چیست؟ یا گفته می­شود فلانی یخش نگرفت! (کنایه از عدم توانائی وی در منقلب کردن مجلس). توقع شور و کربلا به پا کردن به هر قیمتی که ارزش ندارد. به قول استاد مطهری (ره): «از راه قصابی کردن مردم اگر یک دریا هم اشک بگیرند و داد بکشند، فائده­ای ندارد، انتظاری که برای کربلا شدن داریم، خودش دروغ­ساز است.»

2- اصوات و اشعار ناموزون و سبک­های مبتذل

هنوز شعار «هدف وسیله را مباح می­کند» در عرصه­ دین­داری قربانی می­گیرد و ما خوابیم! مرحوم سیدجمال­الدین اسدآبادی رساله­ای به فارسی درباره اصلاح رفتارهای مسلمین دارد که در آن ریشه­ بدعت، سیر تاریخی آن و منافات آن با اسلام، مشروحاً بیان گردیده است. تلاش او بر این بوده است که مسلمانان را عمیقاً مؤمن کند، چرا که اسلام قادر است به عنوان یک دین، مسلمانان را نجات دهد و به استبداد و استعمار فرهنگی و نظامی پایان دهد. این ما هستیم که بدون شناخت دقیق اسلام و منزلت اهل­بیت(ع)، آب به آسیاب دشمن می­ریزیم.

شهید مطهری (ره) در باب شبیه­ خوانی می­فرماید: «شبیه­خوانی ما شکل مدرنش، نمایش­هایی است که برای عرفا و فلاسفه می گیرند. مجلس سَماع با چهار رقاصه و مطرب! که آنچه سرشان نمی­شود معانی عرفانی است. یک مجلس شهوت­رانی می­شود شأن مولوی!»

عبارات موهن و مخرب (چشات ­مه و ملیحه! آخر از عشق خودت کار می­دی دستم! عاشق ودیوونتم!...) با اصوات و الحان غربی و سبک­های مفسده انگیز، ظاهراً به نام امام­حسین(علیه السلام) است و باطناً به کام دشمنان آن امام شهید!

خانم جلسه­ای به بهانه «یَفرَحُون بِفَرَحِنا (شیعیان، در شادی ما شادند)» با چند قلم آرایش و لباس آن چنانی، دایره به دست، چنان اُرجوزه می­خواند انگار نه اینکه چشم­های صدها دختر، بناست از او الگو بگیرند. مصیبت اینجاست که سی ­دی آقایان در شمارگان وسیع پخش می­شود و حتی مداحان شهرستانی هم ناآگاهانه از این روش­ها تقلید می­کنند. وظیفه­ مداحان ارزشمند این است که سره را از ناسره معرفی کنند و اجازه گستاخی و مسموم کردن فضای معنوی مجالس را به جهال ندهند. آیا نسل شیفته اهل­بیت(ع)، باید با این ترانه­های طاغوتی با مکتب آل­الله(ع)، خو بگیرند؟

حافظ اگر قدم نهی در ره خاندان به صدق                 بدرقه­ی رهت شود همت شحنه­ی نجف

3- توهم پردازی

بحمدالله اشعار متقن و واقع­گرا کم نیست. شاعر و روضه­خوان با ورود به فضای ذهن مستمع، باید به دنبال مفهوم‌سازی مبتنی برحقیقت و مقتل باشد، نه انتقال پرورده تصور و ذهن خود.

ویل دورانت در جائی می­گوید: «هیچ دینی به اندازه­ی اسلام، پیروان خود را به عقلانیت و علم و تجهیز و تقویت بنیادین توصیـه نمی­کند.»، اما در جای دیگر می­گوید: «هیچ تمدنی از لحاظ اوهام و خرافات به پای تمدن بابلی نمی­رسد.«

شهید مطهری (ره) می­فرماید: «هراندازه خیال­بافی شود و از جن و خواب و دستورهای خصوصی و ... گفته شود، نهضت حسینی بی­مصرف می­شود.» اگر به جای تعقّل در شعر و فراگیری آدابِ آن، تابع این احساس باشیم که مردم این‌گونه می­پسندند و نباید آسایش مردم را برهم زد، نتیجه این می­شود که زمینه­ی رشد عقیده­های بی­اساس فراهم گردد.

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بِنه            چون ندیـــدند حقیقت ره افســانه زدند

 4ـ  تحقیرغیرعمد شخصیت معصومین (ع) در اشعار و مطالب من درآوردی

توهم­پردازی و واقعیت­گریزی، یکی از محصولاتش، عدم تبیین صحیح جایگاه مقدس ائمه (ع) است. نقل­های ما باید علاوه بر ارضای سطوح متوسط و داخلی، فرا مذهبی بوده و اقناع غیرمریدان را هم به دنبال داشته باشد. دو بیتی­ها و مصراع­هائی که با تاریخ و مقتل و سرشت والای اهل­بیت­ (ع) سازگاری ندارد، مرتب خوانده می­شود.

آید به جهــان اگر حسیـــن دگری                          هیهــــات برادری چو عبـاس آیـــد

 حضرت عباس (ع) را بالا می­بریم یا معاذالله امام­حسین(ع) را پائین می­آوریم؟ قدح به شرط ادب گیر...
نویسنده: حجت الاسلام والمسلمین محسن آتشکار
ادامه نوشته

شادترین مرم دنیا چرا شادند؟ +(جدول)


در اوایل ماه ژانویه سال 2011 میلادی، مجله مشهور آمریکایی فوربس Forbes فهرست 110 کشور دارای شادترین مردم دنیا را منتشر کرد که در آن کشور "نروژ" شادترین کشور جهان قلمداد شده بود.

در این تحقیق جامع که توسط انستیتوی تحقیقاتی LEGATUM انجام شده است، به ترتیب کشورهای نروژ، دانمارک، فنلاند، استرالیا، نیوزیلند، سوئد، کانادا، سوئیس، هلندو آمریکا شادترین مردم دنیا را دارند و بعد از آنها، کشورهای ایرلند، ایسلند، انگلستان، اتریش، آلمان و بلژیک در رده‌های 11 تا 16 کشورهای شاد دنیا قرار دارند.

این تحقیقات کشورهای جهان را در سال 2010 در 110 رتبه طبقه‌بندی کرده است که این میزان 90 درصد جمعیت کل جهان را پوشش می‌دهد.

معیارهای انتخاب شادترین کشورها
معیارهای مختلفی از جمله رضایت از کسب و کار، میزان سطح سلامت جامعه، وضعیت تأمین و امنیت اجتماعی، وضعیت اقتصادی، داشتن دموکراسی، داشتن وقت آزاد، نداشتن درد و رنج، داشتن توانایی مراقبت از خود، بودن در کنار دوستان و خانواده و بیان نظرات شخصی در خانه و جامعه بدون ترس و بدون احساس ناامنی، داشتن فرصت تحصیل رایگان و همچنین امکان بروز خلاقیت و کارآفرینی جزو معیارهایی بود که این مجله برای ارزیابی خود جهت معرفی شادترین کشورها مد نظر قرار داده بود.

بدیهی است برای "شاد" قلمداد نمودن جمعیت یک کشور مجموعه کاملی از این معیارها هستند که تاثیرگذار هستند و نه لزوما یک یا چندتا از آنها! هرچقدر تحقق این معیارها بیشتر باشد، ارزیابی ما از شاد بودن افراد آن جامعه نیز منطقی تر و به واقعیت نزدیک تر خواهد بود.

جدول زیر نشان دهنده کشورهای برتر در زمینه این شاخصه هاست:

 
منبع: خبر آنلاین

دروغ و دروغگويي از نگاه قرآن

دروغ در حوزه رذايل اخلاقي و نابهنجاري اجتماعي به معناي سخن ناراست، خلاف حقيقت و يا واقعيت و گفتاري ناحق است.
راغب اصفهاني در کتاب مفردات الفاظ القرآن بر اين باور است که اصل کذب و دروغ در گفتار است. تفاوتي در دروغ از اين لحاظ نيست که در گذشته اتفاق افتاده باشد يا در آينده; چنان که تفاوتي از اين جهت وجود ندارد که دروغ نسبت به وعده اي باشد که انجام نمي شود و يا امر ديگري باشد. (مفردات ص 478 ذيل واژه صدق)
البته براي دروغ اقسام و انواعي گفته اند و براي هر يک از آنها نام هاي خاصي گذاشته شده است. از جمله به افک و افترا و زور و حرص اشاره کرد.
نفاق و دروغ، دو روي يک سکه
شخصي که کاري ناپسند انجام مي دهد و يا قانون شکني مي کند، زماني که در موقعيت بازخواست قرار مي گيرد با ابزار دروغ مي کوشد تا زشتي کار خويش را بپوشاند و ديگري را فريب دهد. فريب و نيرنگ زدن از راه تغيير ماهيت عمل به گفتار موجب مي شود تا شخص در جايگاهي قرار گيرد که عيب و عاري بر او نيست.
ماهيت دروغ فريب ديگري است. دروغگو در تعامل اجتماعي، براي بازسازي وجه شخصيتي و اعتباري خويش تلاش مي کند و فريب و نيرنگ در گفتار از اين جهت انجام مي شود.
دروغگو، به نوعي، شخصي منافق است و اساسا ارتباط تنگاتنگي ميان دروغ و دورويي است. دو رويي و دروغ بيانگر آن است که ميان ظاهر و باطن فرد سازگاري و تناسب نيست و عدم تطابق به عنوان مولفه اصلي نفاق و کذب مي باشد. دورويي و دروغگويي از اين نظر يکسان هستند.
در دروغگويي شخص براي بازسازي و توجيه رفتارها و کردارهايش تلاش مي کند و مي کوشد تا شخصيت کاذبي را به جامعه نشان دهد که عامل وادارکننده شخص به دروغگويي مي تواند ترس از قدرت ديگري و يا دست يابي به منفعت و يا مصلحتي باشد اما در نفاق عامل اصلي و هدفي که موجب مي شود تا به نفاق گرايش يابد ترس از قدرت است که مي تواند وي را از منفعتي محروم کند و يا فشاري بر او وارد سازد و او را وادار به امري کند که با باورها و اعتقادات وي سازگار نيست. از اين رو مي توان گفت نسبت ميان دروغگويي و نفاق عموم و خصوص مطلق است.

ادامه نوشته

مجازات تهمت در دنیا و آخرت

تهمت

گاهی آدم ها چه راحت به یکدیگر انگ می چسبانند ... گاهی چقدر راحت برخی چیزها را که نیست به یکدیگر نسبت می دهند ... اگر آنچه که به یکدیگر نسبت می دهند، واقعیت نداشته باشد، چه؟ ... اگر با این دروغی که به یکدیگر نسبت می دهند، آبرویی ریخته شود، کاشانه ای از هم پاشیده شود، میان فامیلی به هم بریزد چه؟ ... تهمت و افترا می تواند همه چیز را از بین ببرد ...

تهمت، آفت اخـلاقی و اجتماعی، سلاح برنده ای است كه دشمنان حق و تجاوزگران به حریم انسانیت در طول تاریخ و خاصه در راستای تاریخ ادیان الهی علیه پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام و طـلایه داران هدایت بشریت آن را بارها به كار گرفته و با این حربه تاكنون ضربه های كوبنده ای هم بر پیكره انسانیت وارد آورده اند.

كاربرد این سلاح بُرنده كه عموماً از سوی طـاغوت ها و استبدادگران و مزدوران جیره خوار آنها و افراد مغرض و آلوده اعمال می گردیده است، گاهی چنان ویرانگر بوده كه پیامبران معصوم و فرستادگان خداوند را كه برای هدایت و سامان بخشیدن به مشكلات بشریت آمده بودند و بر سر این هدف فداكاری می كردند و حتی جان می باختند، آنان را دشمنان مردم و مخرب جـامعه معرفی كرده است. حربه تهمت در طـول تاریخ از سوی حسودان و قدرت طـلبان و بیمار دلان و گاهی افراد پست و سست عنصر و شكست خورده یك وسیله عقده گشایی یك جنگ و یك وسیله از میدان بدر كردن رقیب و خـراب كردن كسی كه مورد عناد و كینه آنان بوده واقع شده است و در میدان زندگی و در صحنه ادای رسالت بسیاری از افراد پـاك ضربه ها دیده اند و محروم و مظلوم واقع شده اند. دشمنان دین خدا نوح نبی علیه السلام را دیوانه، موسی علیه السلام را جادوگر، هود علیه السلام را سفیه و نادان، پیامبر عالیقدر اسلام  صلی الله علیه و آله را شاعر كاهن مجنون می نامیدند. بسیاری از علما و دانشمندان مورد افترا و تهمت قرار گرفته به انزوا و زندان و حبس و تبعید مبتلا شده و زحمات طاقت فرسا و هستی و حیات آنان نابود شده است.

گاهی آدم ها چه راحت به یکدیگر انگ می چسبانند ... گاهی چقدر راحت برخی چیزها را که نیست به یکدیگر نسبت می دهند ... اگر آنچه که به یکدیگر نسبت می دهند، واقعیت نداشته باشد، چه؟ ... اگر با این دروغی که به یکدیگر نسبت می دهند، آبرویی ریخته شود، کاشانه ای از هم پاشیده شود، میان فامیلی به هم بریزد چه؟ ... تهمت و افترا می تواند همه چیز را از بین ببرد ...

تهمت زدن به بى گناه از زشت ترین كارهایى است كه اسلام آن را به شدت محكوم ساخته است. آیات قرآن و روایات متعدد اسلامى كه درباره این موضوع وارد شده است، نظر اسلام را در این زمینه روشن مى سازد: «وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطیئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَریئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتانًا وَ إِثْمًا مُبینًا»؛ «و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بی گناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشکاری بر دوش گرفته است.»1

یکی از مسائلی که در قرآن کریم بسیار بر آن تأکید شده و گناهی بسیار بزرگ به حساب آورده شده است، تهمت زدن خصوصاَ تهمت زدن به زنان است: «إِنَّ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ»؛ « کسانی که زنان پاکدامن و بی ‏خبر (از هرگونه آلودگی) و مؤمن را متهم می ‏سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند و عذاب بزرگی برای آنهاست.2 «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ»؛ «در آن روز زبان ها و دست ها و پاهایشان بر ضدّ آنها به اعمالی که مرتکب می ‏شدند گواهی می ‏دهد.»3

همچنین می فرماید: «وَ الَّذینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتانًا وَ إِثْمًا مُبینًا»؛ «و آنان که مردان و زنان با ایمان را به خاطر کاری که انجام نداده ‏اند آزار می ‏دهند؛ بار بهتان و گناه آشکاری را به دوش کشیده‏ اند.»4

ادامه نوشته

مقاله. فرهنگ وآینده ما

فرهنگ1 و آینده ما

*عبداالمجید نعمت اللهی

مقدمه:                                                             

با نگاهی به جامعه امروزی میتوان آینده ای را دید که همگان در چگونگی آن در اندیشه فرو می روند اگر در ترسیم این چشم انداز با نگاه جامعه شناختی به موضوع بپردازیم تا اندازه زیادی می توان به هدف مورد نظر نزدیک شویم.اندیشه و نگاه علمی به وضعیت جوامع دیگر که مسیری همسو و هم جهت با ما را طی  نمودند،و نگاه ژرف پدیدار شناسانه به نظر گاه اندیشمندان گذشته و حال می تواند نگاه ما را به راهی روشن هدایت نماید که دوجنبه مثبت و منفی آن را با اندکی اختلاف در آینده مشاهده خواهیم نمود سوال اساسی این است که اگر بپذیریم که وضعیت فرهنگی ما نسبت به گذشته تغییر محسوسی دارد و شواهد فرهنگ پذیری2 قابل مشاهده است از طرفی فاصله بخشی از جامعه با بخش دیگری از جامعه یا به تعبیر دیگر نسل جدید و نسل گذشته به عینه دیده می شود واختلاف و تعارض بین نسل جدید و نهاد های اجتماعی روز به روز افزایش می یابد. اولاً در مورد علت یابی آن به کنکاش بپردازیم و ثانیاً آینده را از همین طریق به نمایش بگذاریم.

 

 

ادامه نوشته