۲۸ اسفند ماه سالگرد شهادت برادرم محمد حسین است که در سال ۱۳۶۲ در اثر اصابت ترکش خمپاره در جبهه طلائیه به شهادت رسید . خیلی دلم برایش تنگ شده . مروری بر وصیتنامه اش مرا به آنروزها برمی گرداند و من وامانده و درمانده به ناچار باید بمانم و هر سال در فراقش بسوزم . واین قطره ای از مناجاتش با خدا در وصییت نامه اش:

(خداوندا می ترسم از آن زمانی که پرونده اعمالم را در جلو چشمانم باز می نمائی و من چشم خود را از آن برمی گردانم . چون کارهایم و کارهای زشتم جائی برای بهشت رفتنم نگذاشته و آنوقت است که ترس من مبدل به آتش شده و مرا می سوزاند)