مناصب مدیریتی در اشغال علوم انسانی نخوانده ها
به موجب گزارشی که در سال 2013 توسط اتحادیه دانشگاهی آمریکایی در مورد کارفرمایان منتشر شده 72 % از کارفرمایان به استخدام افرادی که صرفا در حوزه خود تخصص دارد علاقه ای ندارند و از کالج ها و دانشگاها می خواهندبر توانایی هایی که در علوم انسانی به افراد آموخته می شود بیشتر تاکید کنند.
هفته نامه «امید جوان» در شماره جدید خود در مقاله ای به قلم «کامران محلوجی» به موضوع تصدی فارغ التحصیلان رشته های مهندسی و پزشکی در مناصب مدیریتی به جای دانش آموختگان علوم انسانی پرداخته و از آن با عنوان «الیگارشی استیم» یاد کرده است.
منظور از «استیم» رشته های غیر غلوم انسانی است.
نام نویسی برای رشته های علوم انسانی در کشور روبه افزایش است. به گونه ای که در جلسه 137 کارگروه مشورتی ستاد راهبری اجرای نقشه جامع علمی کشور که با حضور محمدرضا مخبر دبیر شورای انقلاب فرهنگی که در آبان 93 برگزار شد نشان داده شد در بازه زمانی «1382 تا 1392» نه تنها تعداد متقاضیان رشته های علوم انسانی سیر صعودی داشته بلکه تغییر رشته فارغ التحصیلان فنی و علوم پایه به علوم انسانی در مقطع تحصیلات تکمیلی 7 برابر تغیر رشته دانش آموختگان علوم انسانی به مهندسی و علوم پایه بوده و بخش عمده این سیر صعودی به خاطر رشته های مدیریتی است در حالی که مشاغل و پست های موجود متناسب با این نوع از فارغ اتحصیلان نیست.
پست های مدیریتی اغلب در اختیار مهندسی و فارغ التحصیلان رشته علوم پزشکی است و این نشان می دهد جامعه علمی کشور به فوریت تغییر ساختار مدیریتی کشور از علوم غیر انسانی - استیم – steam پی برده است اما بخش اجرایی کشور هنوز بر اشتباه خود پافشاری می کند حال آن که اگر همین روند ادامه پیدا کند - که بعید هم هست ادامه نیابد- کشور با یک رویا رویی جدی میان فارغ التحصیلان علوم انسانی و غیر آن روبه رو می شود زیرا انسانی ها معتقدند فارغ التحصیلان رشته های «استیم» به ناحق و بدون تحصیلات تخصصی مشاغل آنها را غصب کرده اند.
از طرفی در حال حاضر نیز فضای مدیریتی کشور در حال مسموم شدن با دیدگاه دانش آموختگانی است که بدون تحصیلات مرتبط با علوم انسانی در حال اظهار عقیده در زمینه مفاهیم مدیریتی هستند. این اشتباه نه تنها به سبک مدیرتی و دیدگاه آنها صدمه می زند بلکه به دلیل نا آشنایی با مفاهیم علوم انسانی ادبیات غیر تخصصی را به فضای مدیریتی کشور تحمیل می کنند که نتیجه اش جز آلودگی فضای تدبیر کشور نیست.
دیدگاههای غیر مدیریتی و نگاه بیمارانگار و معیوب نگر مهندسین و پزشکان به جامعه که کمترین بار دانش مدیریتی را با خود حمل می کند و کمتر وزن مطالعات تاریخی را همراه خود دارد فضایی را رقم زده که حتی اگر یک فارغ التحصیل علوم انسانی از این "الیگارشی استیم" عبور کند و به یک پست مدیریتی دست یابد دانش او از آنچه این الیگارشی ایجاد کرده آنقدر دور است که خود را در انزوا می بیند.
منظور از «استیم» رشته های غیر غلوم انسانی است.
نام نویسی برای رشته های علوم انسانی در کشور روبه افزایش است. به گونه ای که در جلسه 137 کارگروه مشورتی ستاد راهبری اجرای نقشه جامع علمی کشور که با حضور محمدرضا مخبر دبیر شورای انقلاب فرهنگی که در آبان 93 برگزار شد نشان داده شد در بازه زمانی «1382 تا 1392» نه تنها تعداد متقاضیان رشته های علوم انسانی سیر صعودی داشته بلکه تغییر رشته فارغ التحصیلان فنی و علوم پایه به علوم انسانی در مقطع تحصیلات تکمیلی 7 برابر تغیر رشته دانش آموختگان علوم انسانی به مهندسی و علوم پایه بوده و بخش عمده این سیر صعودی به خاطر رشته های مدیریتی است در حالی که مشاغل و پست های موجود متناسب با این نوع از فارغ اتحصیلان نیست.
پست های مدیریتی اغلب در اختیار مهندسی و فارغ التحصیلان رشته علوم پزشکی است و این نشان می دهد جامعه علمی کشور به فوریت تغییر ساختار مدیریتی کشور از علوم غیر انسانی - استیم – steam پی برده است اما بخش اجرایی کشور هنوز بر اشتباه خود پافشاری می کند حال آن که اگر همین روند ادامه پیدا کند - که بعید هم هست ادامه نیابد- کشور با یک رویا رویی جدی میان فارغ التحصیلان علوم انسانی و غیر آن روبه رو می شود زیرا انسانی ها معتقدند فارغ التحصیلان رشته های «استیم» به ناحق و بدون تحصیلات تخصصی مشاغل آنها را غصب کرده اند.
از طرفی در حال حاضر نیز فضای مدیریتی کشور در حال مسموم شدن با دیدگاه دانش آموختگانی است که بدون تحصیلات مرتبط با علوم انسانی در حال اظهار عقیده در زمینه مفاهیم مدیریتی هستند. این اشتباه نه تنها به سبک مدیرتی و دیدگاه آنها صدمه می زند بلکه به دلیل نا آشنایی با مفاهیم علوم انسانی ادبیات غیر تخصصی را به فضای مدیریتی کشور تحمیل می کنند که نتیجه اش جز آلودگی فضای تدبیر کشور نیست.
دیدگاههای غیر مدیریتی و نگاه بیمارانگار و معیوب نگر مهندسین و پزشکان به جامعه که کمترین بار دانش مدیریتی را با خود حمل می کند و کمتر وزن مطالعات تاریخی را همراه خود دارد فضایی را رقم زده که حتی اگر یک فارغ التحصیل علوم انسانی از این "الیگارشی استیم" عبور کند و به یک پست مدیریتی دست یابد دانش او از آنچه این الیگارشی ایجاد کرده آنقدر دور است که خود را در انزوا می بیند.
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ ساعت 0:54 توسط عبدالمجید نعمت اللهی .
|
من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر