مروری کوتاه بر زندگی عمربن سعد

آن گاه که انسان در معرض امتحال الهی قرار می‌گیرد و خود را در میان جهنم و بهشت می‌یابد،  لحظات حساسی را در تصمیم‌گیری سپری می‌کند چرا که سعادت و شقاوت او در این لحظه کلید می‌خورد، چه بسیار مردمانی که با انتخاب ناشایست خود شقاوت ابدی را بر جان خود خریدند که بازگشتی بر آن نیست، عمربن سعد بن ابی وقاص یکی از این روسیاهان تاریخ است آن گاه که سیدالشهداء(ع) به عمربن سعد فرمود هر چه می‌توانی انجام بده ولی بدان که پس از من روی شادی را نخواهی دید.

 «و لعن الله عمربن سعد»

به گزارش خبرگزاری حوزه، سعد ابی وقاص پدر عمرسعد یکی از صحابه پیامبر‌(ص) و از فرمانده‌هان لشگر رسول‌الله‌(ص) بود، موقعیت اجتماعی سعد به حدی بود که خود را شایسته خلافت مسلمین می‌دانست، خلیفه دوم او را به عنوان یکی از اصحاب شش نفره شورای تعیین خلیفه، معرفی نمود.

عمر، پسر سعد‌بن ابی‌وقاص بود. مخالفین اهل‌بیت‌(ع) با توجه به موقعیت سعد در میان مسلمین، سعی کردند تا از عمربن‌سعد که هنوز به سن تکامل نرسیده بود، سوء استفاده کنند. پس از قتل عثمان عمر‌بن سعد سعی داشت تا زمینه خلافت را برای پدرش مهیا کند روزی حضرت علی (ع) به ابن سعد برخورد کرد و به او فرمود می‌بینم روزی را که میان بهشت و دوزخ مخیر شوی و تو آتش دوزخ را اختیار نمایی این فرمایش حضرت علی‌(ع) چند سال بعد تحقق یافت پس از این‌که یزید به عبیدالله دستور داد تا با امام حسین‌(ع) نبرد کند، عبیدا‌لله به دنبال شخصیتی گشت که از موقعیت خوبی در میان مسلمین برخوردار باشد.

گمراهی در انتخاب

 با توجه به موقعیت اجتماعی سعد، و شخصیت به ظاهر مذهبی عمربن‌سعد، عبیدالله او را بهترین فرد تشخیص داد. به همین دلیل فرمانروایی ری و طبرستان را به وی پیشنهاد کرد، عمربن سعد از عبیدالله اجازه فکر کردن خواست و عاقبت به این نتیجه رسید که امارت ری نقد است، ولی تاکنون کسی از عذاب دوزخ خبری نیاورده است.

 ابن سعد به طمع فرمانروایی منطقه ری، پذیرفت که فرمانده لشگر عبیدالله در جنگ با امام حسین‌(ع) باشد در روز هشتم محرم امام حسین‌(ع) پیغامی برای عمربن‌سعد فرستادند و از او خواستند تا با هم گفتگویی کنند امام در آن مجلس به عمر‌بن‌سعد گفتند: ای پسر سعد! آیا با من مقاتله می‌کنی و از خدایی که بازگشت همه به سوی اوست، هراسی نداری؟ من فرزند کسی هستم که تو بهتر می‌دانی! آیا تو این گروه را رها نمی‌کنی تا با ما باشی؟ عمر سعد جواب داد می‌ترسم خانه‌ام را خراب کنند و املاکم را از من بگیرند امام به او گفتند: من خانه تو را خواهم ساخت و بهتر از آنچه داشتی به تو خواهم داد عمر بهانه‌های دیگری آورد امام حسین‌(ع) که مشاهده کردند عمر از تصمیم خود برنخواهد گشت، از جای برخاسته و فرمودند: ای پسر سعد! خداوند جان تو را بزودی در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد. به خدا سوگند می‌دانم که از گندم عراق جز به مقدار اندکی نخوری! ای عمر می‌پنداری عبیدالله ولایت ری و گرگان را به تو خواهد سپرد؟ پس بدان که هرگز به آرزوی خود نخواهی رسید.

 ای پسر سعد! هر چه می‌توانی انجام بده ولی بدان که پس از من روی شادی در دنیا و آخرت نخواهی دید. صحبت‌های امام حسین‌(ع) در عمر سعد اثر نکرد و او در لشگر عبیدالله باقی ماند.

پس از گذشت چند سال از واقعه عاشورا، مختار‌(ره) به خونخواهی از امام حسین‌(ع) و فرزندان و یاران ایشان قیام کرد سربازان مختار به خانه عمرسعد ریخته و عمر و فرزندش را در خانه خودشان گشتند.

بدین ترتیب دعای امام حسین‌(ع) مستجاب شد، عمر از فرماندهی ری بهره‌ای نبرد، آتش دوزخ را به عنوان جایگاه ابدی خود پذیرفت و لعنت خدا، رسول (ص) ، امامان (ع) و مومنین را نیز بر خود خرید.

ماهان نوه عزیز من

  ماهان

امام به طور قطع با عملیات مسلحانه مخالف بودند

جماران نوشت:

«زمانه و زندگی امام خمینی» عنوانی کتابی است که اخیرا توسط پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی منتشر شده است. این کتاب ادوار مختلف زندگی رهبر فقید انقلاب اسلامی تا مقطع پیروزی انقلاب اسلامی را مورد بررسی قرار داده است.

اهم سخنان «محسن بهشتی سرشت» نویسنده کتاب و استاد پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی در ادامه می‌آید:

در آن سال‌ها (از شهریور 1320 تا سال 1340) شخصیت سیاسی امام از جانب منابع امنیتی رصد نشده است. حوزویان و دوستان می‌دانستند که ایشان فعالیت‌های سیاسی دارد و حتی در آن دوره امام با عنوان حاج آقا روح الله، به یک معنا مشاور سیاسی آیت‌الله بروجردی بوده است و در برخی مناقشات از جمله قضیه آقای برقعی که در کنگره سوسیالیست ها در لوزان سوئیس شرکت کرده بود و مراسم استقبال او توسط توده ای ها موجب اعتراض گسترده روحانیون شده بود، آیت‌الله بروجردی خبرنگاران را به امام ارجاع می‌دادند.

در این اثر موضوع جدیدی که به آن پرداخته شده است، بستر تاریخی شکل‌گیری اندیشه سیاسی امام خمینی، بحث ترورها و روش‌های مسلحانه که همه جوانان تحت تاثیر آن قرار داشتند و حتی روحانیون سرآمد امروز مانند آقای هاشمی هم تا سال 54 تحت تاثیر آنها بوده و کمک می‌کردند. اما امام به طور قطع با عملیات مسلحانه مخالف بودند؛ مرحوم آیت‌الله انواری هم چند سال پیش در گفت وگو با آقای رسول جعفریان گفته‌اند که وقتی برای موضوع ترور حسنعلی منصور نزد امام رفته و این خواسته جمعیت موتلفه را به اطلاع ایشان رسانده بود، امام با این روش مخالفت کرده بودند.

در مورد مجاهدین خلق حسین روحانی و تراب حق شناس درنجف نزد امام رفته بودند و امام آنها را تایید نکرده بودند. این از کارهای ماندگار امام است و اهمیت زیادی در آن مقطع دارد؛ زیرا در آن زمان اگر کسی با حرکت‌های مسلحانه مخالفت می‌کرد، انگ ارتجاعی بودن می‌خورد. هر چند امام دأبی برای علنی کردن این مخالفت نداشتند و آقایان بعدها متوجه شدند که امام در این زمینه پیشرو بودند. اگر شاه هم یک سند پیدا می‌کرد که امام در قتل منصور مشارکت داشته اند، علیه اسلام و مرجعیت می‌توانست فضاسازی زیادی کند.

ادامه نوشته

برای نوه قشنگم ماهان

خدا را شکر خداوند در این چند روزه بواسطه دادن یک پسر زیبا وسالم مسرورمان کرد . شنیده بودم که می گفتند نوه از فرزند عزیزتر است باورش برایم مشکل بود ولی در این چند روزه متوجه شدم که چه زیباست حس زیبای پدر بزرگی . وامشب که برای مدتی کوتاه او رابغل کردم و او چشم در چشمم مرا می نواخت بدون آنکه لبخند بر لب داشته باشد حس وحالی داشتم که قابل وصف نیست . از خدای بزرگ می خواهم که همیشه سالم و زنده باشد و انشاالله مفید به خود و جامعه ودر خدمت پدر و مادرش باشد . و همیشه ذکر و نیازش به درگاه خدا باشد.