نوروزوریشه های آن
رسوم نوروز :
گفتیم که با پایان یافتن کار خلقت روزی مبارک و فرخنده رقم خورد واین روز با اول فروردین مصادف شد از این رو جمشید جم آن را به مناسبت همزمان شدن با آغاز سال و بهار طبیعت (عید نوروز ) نام گذاشت و مردم آن را گرامی دانسته و در این روزها به جشن و سرور میپرداختند بدین صورت که پنج روز اول فروردین را (نوروز عام)و روز ششم –به ظن قوی تولد زرتشت-(نوروز خاص)بود که اتاق بزرگی را برای جشن تدارک دیده و گل کاری میکردند و چوب صندل و اسپند را برای دور ساختن ارواح گناهکار دود میکردند .فضای خانه به استقبال روح اموات چراغانی و با افروختن آتش و آب پاشیدن بر یکدیگر و غسل کردن آماده ورود به سال نو میشدند .(زمینه رسم شدن این غسل به این علت بود که چون در زمان جمشید هیچ جانوری نمرد یا قربانی نشد – زیرا مطابق آیین بهی جمشید از اورمزد دستور داشت فرمان قطع کشتار چهار پایان را صادر کند – به سبب نبودن مرگ و میر زمین آریانه ویجه بر جانداران تنگ شد به همین علت اورمزد سه بار به در خواست جمشید زمین را فراخ تر کرد و به بندگان فرمود به شکرانه این نعمت غسل کنند و از گناه پاک شوند ).
بیرونی نوشته است که: (هرکس پیش از آنکه در بامداد نوروز سخن بگوید عسل و شکر بچشد و شمع روشن کند و با روغن زیتون بدن خود را چرب کند همه سال از انواع بلاها سالم خواهد ماند.)
ایرانیان عقیده داشتند در نوروز جمشید بر شیطان لعین که برکت را از مردم زائل کرده بود به قسمی که هر اندازه خوردنی و آشامیدنی تناول میکردند از طعام و شراب سیر نمیشدند و مانع وزش باد میشد و روئیدنی نمیروئید نزدیک شد که دنیا نابود گردد پس جم به دستور خداوند به قصد منزل ابلیس روان شد و بماند تا این قائله برطرف شد و حالت اول و برکت نمودار شد .(این دلایل میتواند جنبه رهبری دینی جمشید و فره ایزدی او را اثبات کند . موضوعی که سرانجام با ادعای خدایی آن را از دست داد.)
در واقع مردم در نوروز دو آفتاب را در آسمان دیده اند و از این موضوع شگفت زده شدند زیرا جمشید همانند خورشید نورانی بوده و پس از آن بود که دنیا سبز شد مردم به تبرک این واقعه در یک طشت جو کاشتند و از آن به بعد رسم شد که روز نوروز هفت نوع غله روئیدنی بر هفت ستون بکارند و هرکدام که بهتر رویید و سبز شد در آن سال آن محصول فراوان میشد . با گذشت زمان به تدریج این سبزه ها به یک یا دو عدد کاهش یافت و به جای آن از اشیا دیگر که با حرف (س) آغاز میشد مانند سیب سماق سمنو سرکه سنبل سکه سیر و... برای سفره استفاده میشد . بعلاوه اگر نوروز جشن تقدس اهوره مزدا باشد جمشید در سفر آسمانی و ملاقات با او به یاد این دیدار نوروز را واقعه ای منحصر به فرد در میان رخدادهای اسطوره ای ایران کرده است .
بیرونی نقل کرده است که در نوروز ایرانیان برای یکدیگر هدیه میفرستند و سبب آنچه که آذرپاد موبد بغدادحکایت کرده اینست که نیشکر در ایران در نوروز پیدا شد و پیش از آن کسی آن را نمیشناخت حتی جمشید جم تا اینکه روزی بر حسب اتفاق یک دانه نی را دید که کمی آب از درون آن تراوش کرده امر کرد تا آن را بچشند و چون دید شیرین است گفت از آن شکر ساختند و حتی در مهرگان نیز آن را هدیه میفرستادند و این شد که شیرینیجات به سفره های نوروز آمد .
بیرونی ششم فروردین را (نوروز بزرگ) می داند که خداوند در آن روز (مشتری ) را آفرید و از کار خلقت آسوده شده و زرتشتیان گفته اند که زرتشت در این روز توفیق یافت با خدا مناجات کند . در این روز سعادت را برای ساکنان زمین تقسیم میکنند .
رسم نوروز در دیگر سرزمینها:
جشن اعتدال بهار ایران به حدی زیبا و دوست داشتنی بود که مرزهای ایران را درنوردید و شهرت عالمگیر یافت . زیرا گستره و عظمت آن در چارچوب سرحدات ایران نمیگنجید .بعلاوه به خاطر جذابیت و ایجاد لحظه های شاد برای مردم هرکسی آرزو میکرد در این مراسم شرکت کند .به طور کلی میتوان گفت که جشن نوروز تاثیرگذارترین جشن ایرانی بود که ممالک همجوار خود را متاثر ساخته و در آنها رواج یافته است .سغد – خوارزم –بابل- مصر – مغرب – یونان – روم – هند – گندهاره – باختر – آراخوزی(بلوچستان)- آسیای صغیر – آسیای میانه و . . . از این دسته اند .
آتش افروزی در نوروز:
دلیل آتش افروزی مردم در نوروز این بود که در روز اول فروردین به دلیل اینکه بر پشت بام قصر شاه به مناسبت پایان گاهان بار خلقت آتش روشن میکردند مردم نیز به تبعیت از آن درتمام نقاط شهر آتش می افروختند . اولین مفهومی که از این رسم به ذهن میرسد این است که آتش نزد ایرانیان باستان به مفهوم سوزاندن پلیدیها و زشتیها و سوزاندن بدیها و گناهان سال کهنه است .فارغ از آنچه در بحث جشن آتش و چهارشنبه سوری مطرح است آتش افروختن یک رسم عمومی در نوروز بود . در این مورد ابوریحان بیرونی از زبان سعیدبن فضل گفته است که :در کوه دماوند واقع در فارس در هر شب نوروز بر آن برقهایی میدرخشد خواه هوا صاف باشد و یا ابری و شگفت آور تر آتش(کلواذا) است . ناحیه یا منطقه ای در همدان یا نام روستایی در حومه بغداد که آتش بازی و شعله های آن مشهور بود و از نواحی دور دست دیده میشد .
هفت سین نوروز:
بارزترین علامت یا نشانه عید نوروز سفره ایست که در میان اتاق –معمولا بهترین – هر خانه ایرانی پهن میشود و بر آن از خوردنی ها –روئیدنیها –و تمام آنچه که به مقولات اعتقادی نیاکانشان مربوط میشود میگذارند .در واقع آنچه که در سفره قرار میگیرد نشان از باورهای اقوام آریایی است .قرار دادن کتاب اوستا از سوی پیروان زرتشت و یا قرآن مجید از سوی مسلمانان بیانگر چیزی است که به نوروز در قدم اول لعاب دینی میبخشد و سپس پای ملیت نژاد و تاریخ به میان می آید .آنگونه که در برخی از منابع نوشته اند که اگر هفت (شین) را قبول کنیم بر سفره هفت سین هفت نوع از مواهب و نعمت های خداوند قرار میگیرد که با حرف (ش) آغاز میشود از جمله شیر – شراب- شکر – شهد – شمع – شمشاد – شایه – که حکیم رودکی سمرقندی نیز آن را در قالب شعر بیان کرده است :
عید نوروز مردم ایران می نهادند از زمان کیان
شهد و شیر و شراب و شکر ناب شمع وشمشاد و شایه اندر خوان
هفت چین نیز تنها یک جایگزین زبانی بوده است و هیچگاه سراغ نداریم که در سفره اشیایی قرار گیرد که حرف اول آن (چ) باشد . اما صرف نظر از این مباحث عمده ترین محتویات یک سفره هفت سین در دوران باستان از این قرارند :
1- شاخه درختان مقدس و متعلق به اورمزد و امشاسپندان برگهای درخت آویشن سرو کاج و مورد که درخت ویژه اهوره مزدا بوده است .
2- آتشدان مجمر و شمع یا چراغ.
3- هفت نوع میوه حتی المقدور تازه.
4- انواع شیرینی شربت آجیل.
5- سبزیجات تزئینی شیرین پلو سبزی خوردن ماست پنیر کوزه آب.
هفت سین مشترک و عمده تاریخی و معنای هر کدام از آنها
|
ردیف |
نام- موضوع |
معنا مفهوم و فلسفه اجتماعی |
|
1- |
سیب |
نمادسلامت فرد و جامعه |
|
2- |
سرکه |
نماد صبر در برابر دشواریها و مصیبت ها |
|
3- |
سماق |
نماد عدالت و امید به زندگی |
|
4- |
سمنو |
نماد ستایش قدرت و نکوهش ضعف |
|
5- |
سنجد |
نماد عقل گرایی و خرد مندی |
|
6- |
سیر |
نماد رعایت حقوق افراد و احترام به حدود |
|
7- |
سبزی |
نماد اخلاق نیکو و از خود گذشتگی |
هفت سین امروزه نیز تقریبا خود را حفظ کرده و بر تمامی سفره ها اقلام هفت گانه ای قرار میگیرد که با حرف سین آغاز میشود . پس از گسترش اسلام و تشیع در ایران ایرانیان مسلمان که سمبل هفت شین را که شراب بود به دلیل حرام بودن آن در اسلام کنار گذاشته و اکنون سمنو را نماد و الگوی سفره خود قرار دادند .البته اقلام سفره با حرف سین بود
رسوم محلی و معاصر نوروز :
عموما پس از تحویل سال و تبریک گفتن به یکدیگر و نیایش و دیدار نزدیکان و همنوعان مردان شرح ما وقع را بر روی یک کاغذ مینوشتند (خاطره)و زنان از پارچه سفید رنگ به نشانه خوشبختی که قبلا آماده کرده بودند برای خود پیراهن یا پوشاک دیگری میدوختند و مقداری از برگهای آویشن جلو درب حیاط به نشانه جشن قرار داده میشد و سپس به عبادتگاه میرفتند و بلافاصله اشخاصی را که عضوی از خانواده آنان فوت کرده و هنوز سالگرد فوت نشده به نشانه احترام ملاقات میکردند .
جشن چهارشنبه سوری :
آخرین چهارشنبه سا ل در اسفند ماه مردم ایران با خوشحالی و سرور بسیاری این روز را جشن میگیرند و پریدن از روی آتش و شعر خوانی رسم مشترک چهارشنبه سوری میان ایرانیان بوده که هنوز هم در وجه گسترده اعمال میشود رسو قاشق زنی و فالگوش اگر چه در قدیم مشترک بوده اما امروزه در بسیاری از شهرها این مراسم اجرا نمیشود و ترقه بازی نیز میتواند وجه مشترک همه اقوام ایرانی باشد .
پانزده روز مانده به چهارشنبه سوری مردم خانه تکانی میکردند به طوری که خانه به طور کلی تمیز و گردگیری شده وسایل کهنه تعویض شده و یا آنها را میشکستند و در نقطه ای بلند از خانه آتش می افروختند تا ارواح در گذشتگان راه خود را بیابند . مردم در قفقاز و سرزمین های آسیای میانه هفت توده آتش برپا میکنند و از روی آنها میجهند و سرود میخوانند .
در ایران نیز این سرود خواند میشود :
زردی من از تو سرخی تو از من
در واقع مردم با خواندن این شعر عامیانه آرزوی خوشبختی و تندرستی و بهروزی برای یکدیگر میکنند .
رسوم کهن و معصر چهارشنبه سوری:
1- افروختن آتش:مشهورترین رسم تهیه خرمنی از هیزم یا هر وسیله قابل احتراق در تمامی نقاط شهر و روستا و محلات آتش زدن و جهیدن از روی آن است .
2- قاشق زنی : دختران دم بخت کاسه و قاشقی به دست میگیرند و همراه کودکان و نوجوانان چادر به سر میکنند و به درب منازل همسایگان میروند و از آنان در خواست هدیه یا آجیل میکنند البته این دختران یک گروه هفت نفره را شامل میشد و به جهت شناخته نشدن از سوی اهالی چادرهایشان را با یکدیگر عوض میکردند و معمولا خوراکی های شفا بخش طلب مینمودند یا به در هفت مغازه می رفتند . اگر صاحب خانه یا مغازه دار چیزی برای داشتن نداشت در پاسخ میگفت : آنچه را از دیگران گرفته ایم نخواهیم داد اگر پول میگرفتند با آن لوازم آش شله قلم کار خریده و پس از تهیه آش آن را میخوردند یا به افراد بیمار میدادند .
3- فال گوش : یک شخص بر سر خیابان کوچه یا محل گذر می ایستاد و کلیدی زیر پایش میگذاشت و پس از تمیز کردن گوشهایش نیت میکرد اولین کلماتی را که از گفتگوی رهگذران میشنید با نیت خود مطابقت میکرد و پاسخ لازم و قانع کننده اش را میگرفت بدون شک آرزوی سعادت وبهزیستی و کامیابی برای سا ل جدید نیت چنین فردی بود و یا هر نیتی که متناسب با عقاید او بوده است .
4- خرید لوازم جشن:بستگی به رسم هر منطقه تغییر میکرد اما معمولا جارو و اسپند خریداری میشد جارو برای غبار روبی و اسپند برای دود کردن در استقبال از ارواح و دفع پلیدی ها
5- نقاره زدن : در تهران و مشهد مقدس رایج بود دهل شیپور و کرنا نواخته میشد که عضد الدوله دیلمی در این مورد نقش عمده ای را دارد وی فرمان داد در این روز هنگام طلوع و غروب وقت نماز آن را بنوازند
6- عبور از زیر توپ مروارید :این رسم در تهران رایج بود که در زمان عباس صفوی توپهایی از پرتقالی ها به غنیمت گرفته شده بود زنان از زیر این توپ عبور میکردند یا دور آن جمع میشدند و معتقد بودند که این امر موجب گشایش بخت آنان میشد
7- نمک دادن:در شیراز مردم سبدب محتوای بسته های نمک روی سر میگذارند و در کوچه های شهر میگردند و به هر رهگذری که برخورد کردند یک مشت نمک میدهند و در قبال آن پول میگیرند و فردای آن روز چهارشنبه آش میپزند و برای دوستان خود میفرستند
8- آتش زدن پارچه و خرید اسپند : در اصفهان مردم پارچه های آبی رنگی را آتش زده و از روی آن میجهند و شهر معروف چهارشنبه را زمزمه میکنند همچنین پس از عبور از مقابل هفت فروشگاه عطاری نهایتا از یکی اسپند خریده ودر خانه آنرا با بخور به نشانه ترکیدن چشم حسود و بدخواه دود میکنند
9- رفتن به مناطق متروک و غارها:این رسم در لنجان اصفهان رایج بود که زنان برای بچه دار شدن و کامروایی به محله خلوت پیر احمد میروند و آش سبزی برآتش میگذارند و میخورند و به تهی دستان میدهند گروهی از زنان هم به کوه بشاگرد (بژگرد ) میروند و در غار به شکل درهم و آشفته حتی به گورستا تخت فولاد میروند و در حالی که لباسهای نو پوشیده اند آرزوی بچه دار شدن میکنند.
10- شکستن کوزه و تخم مرغ:داستانی است که نقل میکند روزی کوزه گران شکاینت کردند که کسی کوزه نمیخورد (خانم زهرا سلام الله علیه )دستور داد در چهارشنبه آخر آن سال تمام کاسه و کوزه های کهنه را بشکنند و به جای آن کوزه نو خریداری کنند و از آن به بعد کوزه شکستن رایج شد اگر کسی کوزه نمیشکست و کوزه کهنه دو سال در خانه نگه میداشت او در نزد مردم فردی خسیس و منفور جلوه میکرد
جمع بندی بحث نوروز :
آنچه که درباره عید نوروز بیان شد به عنوان دستاورد های فرهنگی و تمدن یک قوم است که در اعماق تاریخ ریشه دوانده و ریشه های ماندگاری شده که هیچ گاه طعمه و گرفتار باد خزان نخواهد شد .زیرا فرهنگ و تمدن ایران فرهنگ و تمدنی پویا و متحول بوده و مطابق شرایط و مقتضیات زمان تغییر یافته و قابلیت سازگاری و انعطاف خود را حفظ کرده است. به هر حال در نوروز وقایع بسیار مهم و بزرگی در زمین روی داده است . وقایعی که همگی دست به دست هم باعث آبادانی ایران و جهان شده است . جان کلام اینکه نوروز جشن ملی – مذهبی – همبستگی – رویش مجدد – نیایش پارسیان و ستایش تمام خوبیهاست
...................................................................................................................
منابع:
1-آثار الباقیه عن القرون الخالیه-محمد خوارزمی معروف به ابوریحان بیرونی –ترجمه اکبر دانا سرشت-انتشارات ابن سینا- تهران 1352
2- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران – ابوالقاسم آخته – تهران – اطلاعات 1385
3-اساطیر ایران باستان – عصمت عرب گلپایگانی – انتشارات هیرمند تهران 1376
4- سما العالم – علامه محمد باقر مجلسی – ترجمه آیت الله محمد باقر کمره ای – تصحیح محمد باقر بهبودی – انتشارات کتابفروشی اسلامیه – تهران 1353
5-از اسطوره تا تاریخ- دکتر مهرداد بهار – انتشارات چشمه – تهران 1376
6-جشن های ایران باستان – سرگرد مراد اورنگ –چاپ راستی – تهران 1335
از پسرم آقای محمد حسین نعمت اللهی به خاطر جمع آوری این مقاله و اجازه درج در وبلاگ متشکرم
من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر