| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
آینده فرهنگی ما چه می شود؟
فرهنگ1 و آینده ما *عبداالمجید نعمت اللهی مقدمه: با نگاهی به جامعه امروزی میتوان آینده ای را دید که همگان در چگونگی آن در اندیشه فرو می روند اگر در ترسیم این چشم انداز با نگاه جامعه شناختی به موضوع بپردازیم تا اندازه زیادی می توان به هدف مورد نظر نزدیک شویم.اندیشه و نگاه علمی به وضعیت جوامع دیگر که مسیری همسو و هم جهت با ما را طی نمودند،و نگاه ژرف پدیدار شناسانه به نظر گاه اندیشمندان گذشته و حال می تواند نگاه ما را به راهی روشن هدایت نماید که دوجنبه مثبت و منفی آن را با اندکی اختلاف در آینده مشاهده خواهیم نمود سوال اساسی این است که اگر بپذیریم که وضعیت فرهنگی ما نسبت به گذشته تغییر محسوسی دارد و شواهد فرهنگ پذیری2 قابل مشاهده است از طرفی فاصله بخشی از جامعه با بخش دیگری از جامعه یا به تعبیر دیگر نسل جدید و نسل گذشته به عینه دیده می شود واختلاف و تعارض بین نسل جدید و نهاد های اجتماعی روز به روز افزایش می یابد. اولاً در مورد علت یابی آن به کنکاش بپردازیم و ثانیاً آینده را از همین طریق به نمایش بگذاریم. برای ادامه مقاله به لینک حاشیه با عنوان ( فرهنگ و آ ینده ما) مراجعه شود
|+| نوشته شده توسط عبدالمجید نعمت اللهی . در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 و ساعت 10:29 |
امام رضا(ع)
۸/۸/۸۸ و میلاد هشتمین امام شیعیان مبارک باد . حتما در دعاهایتان در این روز تردید نکنید |+| نوشته شده توسط عبدالمجید نعمت اللهی . در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 8:58 |
استاد م
|+| نوشته شده توسط عبدالمجید نعمت اللهی . در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 16:54 |
غمی به دل نگیر
ز انسانها غمی به دل نگیر. زیرا خود غمگینند.با آنکه تنهایند از خود می گریزندزیرا به خود، به عشق خود وبه حقیقت خود شک دارند. پس دوستشان بداراگر چه دوستت نداشته باشن |+| نوشته شده توسط عبدالمجید نعمت اللهی . در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 12:41 |
حق باکیست؟
مشهور است که از امام صادق(َع) پرسیدند چگونه می توان حق را شناخت . چطوری می توانیم بفهمیم حق با کیست ؟. ظاهرا هر کس را که می بینی خود را برحق می داند طوری که گاهی انسان در سرگردانی و حیرانی می ماند. چه کسی درست می گوید؟ کدام مسیر مسیر درستی است؟ کدام شخصیت و جناح و دسته بر حق است ؟ امام صادق (ع) فرمودند اشکال کار اینگونه آدم ها این است که حق و حقیقت را با افراد می سنجند در صورتی که راه درست این است که افراد راباید با حق و حقیقت سنجید . بزرگ بودن و لباس دین پوشیدن و القاب آنچنانی داشتن معیاری برای حق بودن و حق گفتن نیست. حق آن است که قادر متعال در ذات انسانها به امانت گذاشته و در لوح خود بر بنده اش حضرت خاتم (ص) ابلاغ نموده و اگر بنا بود انسانی را هرچند بزرگ حق بدانیم و گناهان بیشمارش را با تملق و ریا و توجیه صواب بدانیم که قادر مطلقی برای تعیین شاخص حق نیاز نبود . اگر کسی هر چند بزرگ و درظاهرمتشرع معیارهای انسانی و عقلی و دینی را رعایت نکند مثلا دروغ بگوید . خون انسانهای بی گناه را بریزد و غیبت بکند . تهمت بزند . و ..... آیا می توان او را حق دانست یقینا نمی توان .و من فکر می کنم دلیل اینکه بعد از رحلت پیغمبراکرم(ص) مردم گمراه شدند به این دلیل بود که حق را با انسانهای بزرگ سنجیدند و نه انسانهای بزرگ را با حق و حقیقت . حواسمان باشد گول نخوریم . |+| نوشته شده توسط عبدالمجید نعمت اللهی . در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 12:57 |
فقر نظریه پردازی در جامعه شناسی ایران( گفتگو با استاد تنهائی)
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط عبدالمجید نعمت اللهی . در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 12:19 |
ماه خدا وراز و نیاز
گفتم : خداي من ، دقايقي بود در زندگانيم که ھوس مي کردم سر سنگينم راکه پر از دغدغھا ي ديروز بود و ھراس فردا ،بر شانه ھاي صبورت بگذارم و آرام برايت بگويم و بگريم ، در آن لحظات شانه ھاي تو کجا بود ؟ گفت: عزيز تر از ھر چه ھست ، تو نه تنھا در آن لحظات دلتنگي که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودي ، من آني خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه ھستي . |+| نوشته شده توسط عبدالمجید نعمت اللهی . در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت 13:9 |
که هستیم و کجا هستیم؟ برای سنا
آنچه در بلاغت و فصاحت از طرف خداوند کریم به لسان خاتم پیامبرانش جاری ساخت و نفخت فیه من روحی بود که من دوستداربنده ای از جنس خودم هستم. آنگونه که در صفات متعالی او ذره ای خلل نباشدآنگونه که من هستم. پس بنده ام را با این صفات ساخته ام و دوستش دارم چون ساخته من است و همین نکته از مو باریکتر است که منصور را حلاج میسازد و او را بر سر دار میفرستد و گرنه آنکه رااسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دو ختند . عزیز من، من و تو میتوانیم حلاج باشیم یا هرجور دیگر. پس من همان هستم که باید باشم و تو آنگونه ای چون باید آنگونه باشی و دیگران هم به همین شکل . اما یک نکته قابل تامل این است که هر انسان آزاده ای دنبال آرمانشهری از جنس شهر خدائی میگرد د چون طبیعتش بر اساس تضاد و تقابل است و همودر تائید حرف من فرمود ما شما را ازجنس مرد و زن و قبیله قبیله و قوم قوم ساختیم . حرف زیاد است و حوصله و وقت من کم . و اما کجا هستم را بایدقائدتا منطق شما را بپذیرم که نسبیت مکان و زمان مهم ترین اصل ذکر و بیان است پس لاجرم محکوم زمان و مکانیم چون جبر زمان و مکان شما و من را مجبور به سکوت یا فریاد می کند . عزت زیاد |+| نوشته شده توسط عبدالمجید نعمت اللهی . در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 13:26 |
برای آنها که خیلی دوستشان دارم؟
آنقدر خودم را مشغول کرده ام که از بهترین دوستانم غافل شده ام . نمی دانم چرا ؟ فقط این را می دانم که گاهی از فکر کردن برای بعضی از ناملایمات و نامرادی ها فرار می کنم . ذهنم را به چیزی مشغول می کنم تا بلکه از عذاب فکر کردن در مورد بعضی از نابخردی هاخلاص شوم . وبرای همین است که بعضی موقع ها عزیزترین دوستانم را فراموش می کنم . خدا می داند این بغض فرو خورده من کی سر باز می کند . شاید برای همیشه پا بر جا باشد و روز به روز حتی آنهائی که خیلی دوستشان می دارم را هم از من آزرده سازد . فقط در پاسخ به عزیزی که از من درخواستی نموده بود می گویم . مدتی است که خاموشی را با فراموشی ممزوج نموده ام تا بلکه چراغی بیابم تا در زیر نورش آرام بگیرم غافل از آنکه (کز دیو و دد مللولم و انسانم آرزوست ) معذرتم را بپذیر که ( گنگ بودن به از لنگ بودن ) من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش |+| نوشته شده توسط عبدالمجید نعمت اللهی . در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 17:24 |
تولدعلی(ع)وروز مرد
کس را چه زور و زهره که وصف علی کند جبار در مناقب او گفت هل اتی شیعه بودن در ظاهر ساده و در باطن مشکل است . شیعه علی بودن و دم از علی زدن و روزش را گرامی داشتن و برایش به سر و صورت زدن یک طرف قضیه است و فکر علی و مرام و راهش را ادامه دادن یک طرف دیگر . و فقط قسمت کوچکی از نامه اش به مالک : اى مالك، بدان كه تو را به بلادى فرستادهام كه پيش از تو دولتها ديده، برخىدادگر و برخى ستمگر.و مردم در كارهاى تو به همان چشم مىنگرند كه تو دركارهاى واليان پيش از خود مىنگرى و درباره تو همان گويند كه تو دربارهآنها مىگويى و نيكوكاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جارى ساخته،توان شناخت. بايد بهترين اندوختهها در نزد تو،اندوخته كار نيك باشد.پس زمام هواهاى نفس خويش فروگير و بر نفس خود،در آنچه براى او روا نيست،بخل بورزكه بخل ورزيدن بر نفس،انصاف دادن است در آنچه دوست دارد يا ناخوشمىشمارد.مهربانى به رعيت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ايشان را شعاردل خود ساز.چونان حيوانى درنده مباش كه خوردنشان را غنيمتشمارى،زيراآنان دو گروهند يا همكيشان تو هستند يا همانندان تو در آفرينش.از آنها خطاهاسر خواهد زد و علتهايى عارضشان خواهد شد و،بعمد يا خطا،لغزشهايى كنند،پس،از عفو و بخشايش خويش نصيبشان ده،همانگونه كه دوست دارى كه خداوندنيز از عفو و بخشايش خود تو را نصيب دهد.زيرا تو برتر از آنها هستى و،آنكه تو را بر آن سرزمين ولايت داده،برتر از توست و خداوند برتر از كسى استكه تو را ولايت داده است.ساختن كارشان را از تو خواسته و تو را به آنها آزمودهاست. |+| نوشته شده توسط عبدالمجید نعمت اللهی . در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 10:31 |
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آرشيو موضوعی
برای دانشجو یانمطالبی جدید در رابطه با گزمیده (مقاله) فرهنگ وآینده ما (مقاله) چه کسی مقصر است؟ انقلاب اسلامی و نگرانی های من اسناد مربوط به گزمیده پيوندهای روزانه
باران که ببارد همه عاشق هستندآباده نیوز استاد تنهائی نواندیش آرشيو پیوندها پيوندها
قالب های حرفه ای وبلاگابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |